چرا مفتی عمان از انصارالله حمایت میکند؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات اخیر یمن بار دیگر جنبش انصارالله را به یکی از محورهای مهم تحولات سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل کرده است. همزمانی تشدید درگیریهای داخلی یمن با تداوم مواضع این جنبش در قبال موضوع فلسطین و تجاوزات رژیم صهیونیستی، بار دیگر مواضع احمد بن حمد الخلیلی، مفتی اعظم عمان را در کانون توجه قرار داده است. الخلیلی در واکنش به تحولات اخیر یمن، با ابراز تأسف از آنچه «برادرکشی» میان یمنیها خوانده، خواستار پایان خونریزی، بازگشت به حکمت و حفظ وحدت یمن شده است. با وجود این، بخش مهمتر موضع او انتقاد از علمایی است که علیه انصارالله موضع گرفتهاند؛ جنبشی که به اعتقاد او، از زمان شکلگیری خود در برابر رژیم صهیونیستی ایستاده و برای حمایت از فلسطین و آزادی مقدسات اسلامی تلاش کرده است.
کلید فهم موضع الخلیلی، جایگاه موضوع فلسطین در منظومه فکری اوست
در نگاه نخست، جمع این دو موضع ممکن است متناقض به نظر برسد: چگونه میتوان هم از انصارالله تمجید کرد و هم از جنگ داخلی یمن و خونریزی میان یمنیها انتقاد داشت؟ پاسخ را باید در تفکیکی جستوجو کرد که در گفتمان الخلیلی میان «موضوع فلسطین و مواجهه با رژیم صهیونیستی» از یک سو و «مناقشه داخلی یمن» از سوی دیگر وجود دارد. در این چارچوب، انصارالله برای او فقط یک طرف جنگ داخلی یمن نیست؛ بلکه جریانی است که به دلیل موضع خود در قبال فلسطین، در یک معادله گستردهتر اسلامی و منطقهای قرار گرفته است. بنابراین، مخالفت با جنگ داخلی لزوماً به معنای نفی نقش یا عملکرد انصارالله در عرصه منطقهای نیست.
این رویکرد در مواضع پیشین الخلیلی نیز بهوضوح دیده میشود. در سپتامبر ۲۰۲۴، او از حملات انصارالله علیه رژیم صهیونیستی و توسعه تواناییهای نظامی یمن تمجید کرد و آن را موجب «فخر و اعتزاز» دانست. در ژانویه ۲۰۲۵ نیز در پیامی، ضمن ستایش از اقدامات یمنیها در حمایت از فلسطین، از عموم یمنیها و مسلمانان خواست از آنان حمایت کنند و موضوعای را که آنان برای آن میجنگند، موضوعای متعلق به همه امت اسلامی توصیف کرد.
از این منظر، کلید فهم موضع الخلیلی، جایگاه موضوع فلسطین در منظومه فکری اوست. فلسطین در این گفتمان صرفاً موضوعی سیاسی میان دو طرف منازعه نیست، بلکه با موضوع مقدسات اسلامی و مفهوم همبستگی امت پیوند خورده است. به همین دلیل، عملکرد یک بازیگر در قبال فلسطین میتواند بر نحوه ارزیابی آن بازیگر در گفتمان دینی الخلیلی تأثیر بگذارد. انصارالله نیز دقیقاً از همین زاویه جایگاهی متفاوت از یک بازیگر صرفاً داخلی یمن پیدا میکند.
این نکته بهویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی» و جنگ غزه اهمیت بیشتری یافته و انصارالله تلاش کرده است با پیوند دادن عملیات خود به جنگ غزه، نقش منطقهای خود را برجسته کند و از چارچوب منازعه داخلی یمن فراتر رود. واکنش الخلیلی نیز عمدتاً همین چارچوب را مورد توجه قرار داده است. او در سالهای اخیر، اقدامات یمنیها را نسبت با فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی تفسیر کرده و حتی در سال ۲۰۲۳ پس از توقیف یک کشتی مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ، از اقدام یمنیها تمجید کرد.
در نتیجه، حمایت الخلیلی را نمیتوان صرفاً بر اساس نزدیکی مذهبی یا رقابتهای شیعه و سنی توضیح داد. الخلیلی از چهرههای برجسته مذهبی اباضی و از سال ۱۹۷۵ مفتی اعظم عمان بوده است. همین جایگاه باعث میشود حمایت او از انصارالله، که عمدتاً جریانی زیدی و شیعی تلقی میشود، از نظر گفتمانی معنادار باشد؛ زیرا نشان میدهد معیار مورد تأکید او در این موضوع، بیش از آنکه تعلق مذهبی باشد، نوع مواجهه با موضوع فلسطین و رژیم صهیونیستی است.
سیاست رسمی مسقط در قبال یمن بر گفتوگو، کاهش تنش، راهحل سیاسی و حفظ حاکمیت و ثبات یمن تأکید دارد
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن اختلافات داخلی یمن از سوی الخلیلی نیست. پیام اخیر او درباره جنگ یمن دقیقاً نشان میدهد که میان «حمایت از مقاومت در برابر دشمن خارجی» و «ادامه جنگ میان مسلمانان» تفاوت قائل است. او در واکنش به درگیریهای اخیر، جنگ میان یمنیها را مصداق گرفتار شدن امت در فتنه دانست و بر ضرورت پایان خونریزی و حفظ وحدت تأکید کرد. بنابراین، در منطق او میتوان همزمان از یک سو از مواضع انصارالله در برابر رژیم صهیونیستی دفاع کرد و از سوی دیگر، استمرار جنگ داخلی و کشتار یمنیها را مردود دانست.
در اینجا یک مؤلفه مهم نگاه فراملی الخلیلی به مسائل جهان اسلام نیز وجود دارد. در این چارچوب، مرزهای ملی مانع از آن نمیشوند که تحولات یک کشور با مسائل دیگر بخشهای جهان اسلام مرتبط دیده شود. فلسطین برای او موضوعای فراتر از جغرافیای فلسطین است و از همین رو، اقدام یک بازیگر یمنی در حمایت از آن میتواند واجد معنایی فراتر از منازعه داخلی یمن تلقی شود. به همین دلیل، انصارالله در این روایت از یک بازیگر داخلی به بخشی از یک معادله منطقهای تبدیل میشود.
از همین زاویه میتوان انتقاد الخلیلی از برخی علمای مسلمان را نیز فهم کرد. موضوع فقط دفاع از یک گروه یمنی نیست؛ بلکه نوع اولویتبندی مسائل در گفتمان دینی نیز مطرح است. هنگامی که فلسطین بهعنوان یک موضوع اسلامی و مرتبط با مقدسات تعریف شود، اختلاف میان جریانهای مسلمان نباید به گونهای مطرح شود که اصل موضوع فلسطین را به حاشیه براند. بنابراین، حمایت الخلیلی از انصارالله را باید در پیوند با تلاش او برای حفظ جایگاه فلسطین در مرکز گفتمان اسلامی تحلیل کرد.
با وجود این، نباید میان موضع الخلیلی و سیاست رسمی دولت عمان یکی دانست. سیاست رسمی مسقط در قبال یمن بر گفتوگو، کاهش تنش، راهحل سیاسی و حفظ حاکمیت و ثبات یمن تأکید دارد. وزارت خارجه عمان در دسامبر ۲۰۲۵ بر گفتوگو و دستیابی به راهحلهای سیاسی توافقی تأکید و در ژانویه سال جاری میلادی نیز از گفتوگو میان طرفهای مختلف یمنی حمایت کرد. همچنین عمان در سطح منطقهای خود را بهعنوان طرفدار میانجیگری و راهحلهای سیاسی معرفی کرده است.
در مقابل، الخلیلی بهعنوان عالیترین مقام مذهبی عمان، فضای بیشتری برای بیان مواضع دینی و صریح خود دارد. از همین رو، ستایش او از اقدامات انصارالله در قبال رژیم صهیونیستی را نباید بهطور خودکار به معنای تغییر سیاست خارجی رسمی مسقط تفسیر کرد. تفاوت میان این دو سطح، برای فهم سیاست عمان در قبال یمن اهمیت اساسی دارد. دولت عمان به دنبال حفظ کانالهای ارتباطی با طرفهای مختلف و تسهیل گفتوگو است، در حالی که الخلیلی میتواند از جایگاه مذهبی خود درباره مسائل امت اسلامی موضعگیری کند.
اهمیت این تمایز در شرایط کنونی بیشتر شده است. در حالی که درگیریهای یمن بار دیگر تشدید شده و انصارالله به یک بازیگر مهم در معادلات دریای سرخ و بابالمندب تبدیل شده است، الخلیلی همچنان موضوع فلسطین را یکی از معیارهای اصلی ارزیابی تحولات منطقه قرار میدهد. در مقابل، موضع رسمی عمان همچنان بر کاهش تنش و راهحل سیاسی متمرکز است. این دو رویکرد الزاماً متضاد نیستند، زیرا یکی عمدتاً در سطح گفتمان دینی و دیگری در سطح سیاست خارجی و دیپلماسی دولتی عمل میکند.
در نهایت، چرایی حمایت احمد الخلیلی از انصارالله را باید در تقاطع سه مؤلفه جستوجو کرد. جایگاه محوری فلسطین در گفتمان دینی او، نگاه فراملی به مسائل جهان اسلام و ارزیابی مثبت از نقش انصارالله در مقابله با رژیم صهیونیستی. در عین حال، مخالفت صریح او با ادامه جنگ داخلی یمن نشان میدهد که این حمایت به معنای تأیید همه ابعاد منازعه داخلی یا هر اقدام انصارالله نیست.
اهمیت موضع الخلیلی صرفاً در حمایت یک شخصیت مذهبی عمانی از انصارالله نیست؛ بلکه در آن است که او عملکرد این جنبش را در چارچوب موضوع فلسطین قرار میدهد و به آن معنایی فراتر از منازعه داخلی یمن میبخشد. همین پیوند میان «انصارالله»، «فلسطین» و «همبستگی اسلامی» جایگاه جنبش را در گفتمان او توضیح میدهد و همزمان تفاوت میان موضع مذهبی الخلیلی و رویکرد دیپلماتیک رسمی مسقط را روشن میسازد.